تولد بهتر امکان پذیر است


سپتامبر 2000، آتلانتا. من تازه تولد 23 سالگی ام را جشن گرفته بودم. پس از یک تابستان که در هول فودز با پرداخت 8.25 دلار در ساعت مشغول به کار شدم، و با شروع سال آخر تحصیلم در کالج اسپلمن، از قبل برنامه‌ریزی‌های استرس‌زا را برنامه‌ریزی می‌کردم. با این حال، برای یک لحظه، تمام آن نگرانی متوقف شد. در حمام آپارتمانی تنگ ایستادم و قلبم تند می زد و شاون را صدا زدم تا به من بپیوندد. با هم به نوار تست بارداری خیره شدیم. اگرچه در اعماق وجود من از قبل نتیجه را می دانستم – چرخه من مانند ساعت می چرخید – هنوز نفسم را نگه داشتم تا اینکه دومین خط صورتی ظاهر شد.

وقتی در آن ترم پاییز وارد دروازه‌های دانشگاه شدم، بیش از یک نوزاد را حمل کردم. همچنین بار روایتی تحقیرآمیز درباره معنای جوان بودن، باردار بودن و سیاه پوست بودن برای من بود. در آن زمان، لفاظی ملتهب «بچه ها بچه دار شدن» در هوا سنگین بود، و اگرچه من یک نوجوان نبودم، اما از بسیاری از زنان تحصیل کرده دانشگاهی که تصمیم به مادر شدن دارند، بسیار جوانتر بودم. طبق کلیشه‌ها، من تنبل، بی‌حساب و غیرمسئول بودم – تصویری که اسپلمن، موسسه‌ای که به عنوان سنگر احترام طبقه متوسط ​​سیاه‌پوست شناخته می‌شود، بیش از یک قرن تلاش می‌کرد از آن فاصله بگیرد.

سال قبل، در حین کندوکاو در آرشیوها برای مقاله ترم اول، با یک مقاله 1989 مواجه شدم. زمان مصاحبه ای با تونی موریسون که در آن از او پرسیده شد که آیا “بحران” بارداری در نوجوانی فرصت را برای زنان جوان از بین می برد: “احساس نمی کنید این دختران هرگز متوجه نشوند که آیا می توانستند معلم باشند یا خیر؟” موریسون پاسخ داد:

آنها می توانند معلم باشند. آنها می توانند جراح مغز باشند. ما باید به آنها کمک کنیم تا جراح مغز شوند. این شغل منه. من می خواهم همه آنها را در آغوشم بگیرم و بگویم، بچه شما زیباست و شما هم همینطور و عزیزم، می توانید این کار را انجام دهید. و وقتی این کار را کردی، با من تماس بگیر – من از کودکت مراقبت خواهم کرد. این نگرشی است که شما باید در مورد زندگی انسان داشته باشید… من فکر نمی‌کنم کسی به مادران ازدواج نکرده اهمیت دهد، مگر اینکه سیاه پوست یا فقیر باشند. مسئله اخلاق نیست، مسئله پول است. این چیزی است که ما از آن ناراحتیم.

تقریبا یک دهه پس از این مصاحبه، کریستین لوکر جامعه شناس این مصاحبه را منتشر کرد مفاهیم مشکوک: سیاست بارداری نوجوانان، رد قوی آنچه سیاستمداران و صاحب نظران آن را “اپیدمی بچه دار شدن زودهنگام” می نامند ارائه می دهد. لوکر نشان داد که برخلاف تصورات نژادپرستانه مادران نوجوان به عنوان دختران سیاهپوست، اکثر آنها در واقع سفیدپوست بودند و در سنین 18 و 19 سالگی، بزرگسالان قانونی بودند. داده‌های لوکر همچنین نشان می‌دهد که بچه‌دار شدن زودهنگام به جای یک علت، نشان‌دهنده فقر و بیماری‌های اجتماعی است و به تعویق انداختن فرزندآوری به طرز جادویی این شرایط را تغییر نمی‌دهد. بنابراین، به جای انگ و تنبیه جوانان به خاطر بچه دار شدن قبل از اینکه از نظر اقتصادی مستقل شوند، آمریکایی ها باید برنامه هایی را مطالبه کنند که آموزش و فرصت های شغلی را برای جوانان فقیر گسترش دهد. (بعداً، در مقطع کارشناسی ارشد در دانشگاه کالیفرنیا، برکلی، من شاگرد لوکر شدم – پس از اینکه داستان را زندگی کرده بودم، داده ها را هضم می کردم.)

به عنوان یک باردار در مقطع کارشناسی، آمار لوکر را در دست نداشتم. اما من به طور شهودی می دانستم که تولید مثل توسط افرادی که سفیدپوست، ثروتمند و توانا هستند توسط بسیاری از افرادی که به دیدگاه اصلاح نژادی نسبت به جهان پایبند هستند – سیاست گذاران و صاحب نظران، متخصصان پزشکی و متعصبان مذهبی در میان آنها – لبخند می زنند. نوزادان رنگین پوست، آنهایی که در خانواده‌های فقیر به دنیا می‌آیند، و آنهایی که دارای معلولیت هستند اغلب به‌عنوان سربار دیده می‌شوند. در نهایت، می‌دانم که نگرانی‌های فرهنگی در مورد «باروری مازاد» در میان جمعیت‌های غیرسفید پوست و در مورد کاهش نرخ زاد و ولد جمعیت‌های سفیدپوست، دو روی یک سکه هستند. هیچ مقدار اخلاقی در مورد “کودکان بچه دار شدن” نمی تواند تحقیر اساسی نسبت به کسانی را که از “شرکت برتر” نیامده اند پنهان کند.

اولین باری که به کلینیک سلامت دانشجویان رفتم تا بپرسم آیا برنامه بیمه درمانی من مراقبت های مربوط به بارداری را پوشش می دهد یا خیر، یک زن سیاه پوست پشت میز با ناراحتی خفیفی که به سختی به من نگاه می کرد، خاطرنشان کرد که، بله، پوشش داده شده است. بیماری دیگر.» بارداری، به ویژه بارداری سیاه، اختلالی بود که نیاز به مداخله پزشکی داشت. متوجه شدم که حتی در موسسه ای که برای زنان سیاه پوست ایجاد شده است، نمی توانم انتظار مراقبت، نگرانی یا تبریک داشته باشم. و اگر چه سخنان مسئول پذیرش هنوز در گوشم زنگ می زند، اما آنچه بسیار نگران کننده تر است، تأثیرات فاجعه باری است که صاحبان قدرت، تولید مثل سیاه را آسیب شناسی می کنند.

“بحران” واقعی حاملگی سیاه جوانی یا فقر یا عدم آمادگی نیست. این مرگ است زنان سیاه پوست در ایالات متحده سه تا چهار برابر بیشتر از زنان سفیدپوست در معرض خطر مرگ در دوران بارداری و زایمان هستند. این نرخ بر اساس درآمد و تحصیلات متفاوت نیست. میزان مرگ و میر نوزادان سیاهپوست در مقایسه با زنان سفیدپوستی که هرگز از دبیرستان فارغ التحصیل نشده‌اند، بیشتر است. زنان سیاهپوست نیز 2.5 برابر بیشتر از زنان سفیدپوست احتمال زایمان زودرس نوزادان خود را دارند.

برخی از ناظران نرخ بالاتر مرگ و میر مادران و زایمان زودرس در میان زنان سیاه پوست را به نرخ بالاتر چاقی، دیابت و سایر عوامل خطر نسبت می دهند. اما همانطور که الیوت مین، استاد بالینی زنان و زایمان در استنفورد می‌گوید، تمرکز باید به درمان زنان سیاه‌پوست توسط کارکنان بیمارستان معطوف شود: «آیا به آنها گوش داده می‌شود؟ آیا آنها به عنوان بخشی از تیم حضور دارند؟» اغلب، متخصصان پزشکی نگرانی های زنان سیاه پوست را نادیده می گیرند، نیازهای آنها را کم اهمیت جلوه می دهند و آنها را به عنوان مادرانی نامناسب می دانند. کارکنان بیمارستان بی‌رحمانه سوابق جنسی آنها را بازجویی می‌کنند و آنها را با علائمی که ظاهراً جدی هستند به خانه می‌فرستند. تجربه برای بیماران سیاه پوست LGBTQIA و افراد دارای معلولیت می تواند حتی بیگانه تر و خطرناک تر باشد. روی هم رفته، این همان چیزی است که دانا-آین دیویس، انسان شناس پزشکی آن را «نژادپرستی مامایی» می نامد.

در مستند PBS علل غیر طبیعیریچارد دیوید، متخصص نوزادان، این موضوع را اینگونه بیان می کند: «چیزی در مورد بزرگ شدن به عنوان یک زن سیاه پوست در ایالات متحده وجود دارد که برای سلامت باروری شما خوب نیست. نمی‌دانم چگونه آن را خلاصه کنم.» با این حال، حتی این نیز منبع آسیب را به اشتباه نسبت می دهد. مشکل بزرگ شدن سیاهپوست و زن نیست، بلکه بزرگ شدن در یک جامعه نژادپرست و جنسیتی است. نژادپرستی، نه نژاد، عامل خطر است.