بررسی اپل واچ اولترا: پینگ برای روزها


علاوه بر این به‌روزرسانی‌های جدید و ویژگی‌های کامپیوتری غواصی که اواخر امسال معرفی می‌شوند، Ultra همچنین دارای همان ویژگی‌های حسگر دما و تشخیص تصادف با سری 8 است. باز هم، من برای تست تصادف خودرو را ترسیم کردم. آی تی. اما من انجام داد آژیر 86 دسی بل جدید را امتحان کنید وقتی صدای خراش مشکوکی را پشت سرم در مسیر شنیدم. این سطح از سر و صدا با صدای بلند یک مهاجم ترسناک نیست، اما به طرز شگفت انگیزی تیز است و راه طولانی را در بر می گیرد. سگ من هم از آن متنفر بود.

اگر یک ساعت هوشمند عالی می‌خواهید که یک ردیاب عالی برای کشور باشد، گزینه‌های شما تا حدودی محدود است. نزدیک‌ترین رقیبی که می‌توانم به آن فکر کنم Garmin Epix است که صفحه‌نمایش به همان اندازه بزرگ و زیبا دارد، اما از مشکلات مشابهی در طول عمر باتری رنج می‌برد، چند صد دلار بیشتر هزینه می‌کند، لوازم جانبی کمتری دارد، و به طور کلی، استفاده از آن آسان‌تر است. اگر آیفون دارید

اگر سرگرمی‌های شما شامل کوله‌پشتی کردن به مدت یک هفته است، احتمالاً پیشنهاد می‌کنم یک گارمین متفاوت داشته باشید، حتی اگر عمر باتری طولانی‌تر همچنان با معاوضه همراه باشد. اما اگر شما یک جنگجوی آخر هفته هستید که می‌خواهید در طول هفته یک ساعت اپل بپوشید و در آخر هفته‌ها به طور ناامیدکننده‌ای در سیستم مسیری گم نشوید، عملکرد Ultra بی‌نظیر است.

با این حال، من یک اخطار دارم، اینکه بتوانید اپل واچ خود را به هر کجا که می روید ببرید، ممکن است همیشه چیز خوبی نباشد. من همیشه بیرون رفتن را به عنوان زمانی برای پاک کردن سرم ارزشمند می دانستم. وقتی یک یا دو ساعت را در جنگل سپری کنید، همه مشکلات کوچکتر و قابل کنترل تر به نظر می رسند.

اما وقتی با Ultra می دویدم، هرگز واقعاً تنها نبودم. یک همکار چیز خنده‌داری را در Slack به من پینگ کرد. آهنگی در لیست پخش Apple Music من آمد که من داشته است بلافاصله عاشق شدن بالا رفتن از تپه ها باعث شد قلبم خیلی سخت کار کند. پینگ کنید، پینگ، پینگ. سپس پرستار مدرسه بچه‌هایم تماس گرفت، و قلبم غرق شد، اما او فقط می‌خواست تاریخ مثبت شدن تست کووید بچه‌هایم را بداند. بعد یه دوست میکروفون های Ultra به اندازه کافی خوب بودند که باد را که از میان درختان می خروشید را بگیرد، زیرا او بلافاصله گفت: «کجا هستند شما؟”

به اطرافم خیره شدم. گفتم: “اوه… خدا می داند که در واقع کجا.” تلفن را قطع کردم و Backtrack را چک کردم. من فرسنگ ها از تمدن دور بودم اما هنوز به آن وابسته بودم. همانطور که گوشه را دور می‌زدم تا به سمت ماشینم برگردم، مغزم همچنان وزوز می‌کرد. با پوشیدن Ultra، هرگز به نقطه ای نرسیده بودم که بتوانم مغزم را خاموش کنم. من باید در طول آزمایش طولانی مدت ببینم، اما شاید بازگرداندن آرامش از دست رفته ام ارزش گم شدن یا از دست دادن یک یا دو تماس تلفنی را داشته باشد.