اقتصاد Web3 چگونه کار می کند و چه کسی کنترل را در دست دارد


اکنون برای گذرنامه مجازی رایگان خود در اجلاس Low-Code/No-Code Summit در 9 نوامبر ثبت نام کنید. از مدیران سرویس Now، Credit Karma، Stitch Fix، Appian و غیره بشنوید. بیشتر بدانید.


اگر اصلاً به اخبار توجه کرده باشید، عباراتی مانند ICO، Airdrop و Metaverse را با فرکانس بسیار بالا خواهید شنید. حتی فراتر از صفحات تجاری و فناوری، نمایش هایی مانند «همسر خوب» دارای خطوط داستانی مربوط به بیت کوین هستند. واضح است که ارزهای دیجیتال در حال تبدیل شدن به جریان اصلی هستند، اما این اقتصاد جدید که بر روی بلاک چین ساخته شده است دقیقا چیست؟

در مقالات قبلی خود، نحوه کار وب 3.0 و مزایای این اینترنت غیرمتمرکز جدید را مورد بحث قرار داده ام. ما همچنین در مورد اقتصاد منصفانه و دموکراتیک این سیستم جدید صحبت کرده ایم. اما واقعاً اقتصاد وب 3.0 چگونه کار می کند؟

توجه داشته باشید که این یک بحث ابتدایی در مورد ICO و بلاک چین نیست. در عوض، ما در مورد این صحبت خواهیم کرد که چگونه این اقتصاد جدید در مقایسه با اقتصاد فعلی که بر روی سیستم‌های متمرکز مانند بانک‌ها، دولت‌ها و شرکت‌های بزرگ فناوری اجرا می‌شود، اساساً متفاوت و سودمندتر است.

اقتصاد جهانی و سلسله مراتب قدرت

برای درک نحوه عملکرد اقتصاد وب 3.0، ابتدا باید سیستم اقتصادی جهانی کنونی و سلسله مراتب قدرت موجود در آن را درک کنیم.

رویداد

اجلاس کم کد/بدون کد

به مدیران برجسته امروز در اجلاس Low-Code/No-Code به صورت مجازی در 9 نوامبر بپیوندید. همین امروز برای پاس رایگان خود ثبت نام کنید.

اینجا ثبت نام کنید

اقتصاد فعلی ما بر اساس یک سیستم متمرکز کار می کند. این بدان معناست که گروه کوچکی از نهادها وجود دارند که بر کل سیستم کنترل دارند. به عنوان مثال، بانک ها جریان پول را کنترل می کنند، دولت ها چارچوب قانونی را کنترل می کنند و شرکت های بزرگ فناوری اطلاعات ما را کنترل می کنند.

این موسسات برنامه ها و علایق بسیار متفاوتی دارند. بانک‌ها می‌خواهند تا حد امکان سود ببرند، دولت‌ها می‌خواهند ثبات و نظم را حفظ کنند و شرکت‌های بزرگ فناوری می‌خواهند بازارهای مربوطه خود را در انحصار خود درآورند.

مشکل این سیستم این است که منجر به نابرابری و بی عدالتی می شود. ثروتمندان ثروتمندتر می شوند در حالی که فقیرها فقیرتر می شوند. قدرتمندان قدرت بیشتری به دست می آورند در حالی که ناتوانان پشت سر می مانند.

از سوی دیگر، اقتصاد وب 3.0 مبتنی بر یک سیستم غیرمتمرکز است. این بدان معناست که هیچ مرجع مرکزی یا نهادی وجود ندارد که بر سیستم کنترل داشته باشد. در عوض، این شبکه ای از کامپیوترها است که همه به یکدیگر متصل هستند.

این شبکه توسط بلاک چین تغذیه می شود که یک پایگاه داده توزیع شده است که تمام تراکنش هایی که در شبکه انجام می شود را ثبت می کند. این پایگاه داده عمومی و شفاف است، به این معنی که همه می توانند آنچه را که در شبکه اتفاق می افتد ببینند.

نتیجه یک اقتصاد عادلانه و دموکراتیک است که در آن همه از فرصت برابر برای مشارکت و بهره مندی از سیستم برخوردار هستند. هیچ مرجع مرکزی وجود ندارد که بتواند سیستم را به نفع خود دستکاری کند.

بوروکراسی پروژه های مدرن

آیا تا به حال از خود پرسیده اید: چرا ساخت ریل پرسرعت برای ایالات متحده اینقدر سخت است؟ پاسخ بوروکراسی است. البته این فقط ایالات متحده نیست. فرانسه هم همین مشکل را دارد. برزیل، روسیه، هند و تقریباً هر کشور دیگری در جهان نیز همینطور است.

مشکل بوروکراسی این است که بسیار ناکارآمد است. پروژه‌ها سال‌ها طول می‌کشد تا تکمیل شوند، زیرا لایه‌های زیادی از بوروکراسی وجود دارد که نیاز به پیمایش دارند.

بنابراین بیایید به این فکر کنیم که چه اتفاقی باید بیفتد تا راه آهن پرسرعت در ایالات متحده اجرا شود. اول، پروژه ای مانند این باید پیشنهاد شود. سپس باید مطالعات امکان سنجی را طی کند. پس از آن، باید توسط کنگره تصویب شود.

پس از تصویب نهایی، پروژه باید به پیمانکاران پیشنهاد شود. و حتی پس از همه اینها، هیچ تضمینی وجود ندارد که پروژه واقعا ساخته شود. این احتمال وجود دارد که پروژه به دلیل بوروکراسی با تاخیر یا حتی لغو شود.

سیاستمداران، وکلا، و مشاوران – که همه آنها واقعاً چیزی در مورد ساخت راه آهن نمی دانند – درگیر می شوند و این روند را پیچیده تر می کنند. و هر چه این فرآیند بیشتر طول بکشد، گران تر می شود.

از انحصارها و کارتل ها – ضد انحصار در مقابل بی اعتمادی

جان دی راکفلر و بیل گیتس دو نفر از ثروتمندترین مردان تاریخ هستند. آنها ثروت خود را با ایجاد انحصارات یا نزدیک به انحصار در صنایع مربوطه به دست آوردند. و هر دوی آنها به دلیل اقدامات ضدتراست خود به دادگاه برده شده اند.

این شیوه ها توسط سیستمی فعال شده است که به نفع ثروتمندان و قدرتمندان است. توهم بازارهای آزاد و آزاد فقط همین است – یک توهم. در واقع، بازارها به نفع کسانی است که بیشترین پول و قدرت را دارند.

اما اگر سیستمی طراحی شده بود که غیرقابل اعتماد باشد چه؟ اگر سیستمی وجود داشت که در آن انحصارها و کارتل ها نمی توانستند وجود داشته باشند؟

در اقتصاد مبتنی بر بلاک چین، اعمال انحصار و کارتل غیرممکن خواهد بود. این به این دلیل است که ماهیت غیرمتمرکز سیستم، کنترل شبکه را برای هر نهادی بسیار دشوار می کند.

بنابراین دقیقاً چگونه این امر انحصارها و کارتل ها را متوقف می کند؟ جدای از تمرکززدایی، بی اعتمادی به این واقعیت مربوط می شود که همه تراکنش ها در اقتصاد مبتنی بر بلاک چین شفاف هستند. این بدان معنی است که همه می توانند آنچه را که در شبکه اتفاق می افتد ببینند.

اگر کسی بخواهد یک انحصار یا کارتل ایجاد کند، انجام این کار بسیار دشوار خواهد بود زیرا همه می توانند ببینند چه اتفاقی در حال رخ دادن است. یک مثال واقعی از چیزی که با شفافیت متوقف می شد، رسوایی انرون است.

رسوایی انرون تنها به این دلیل امکان پذیر بود که شیوه های حسابداری شرکت شفاف نبود. اگر آنها بودند، کلاهبرداری از سرمایه گذاران برای مدیران بسیار سخت بود.

اهمیت یکپارچگی بازار

اگر آدام اسمیت را با ایده‌اش درباره «دست نامرئی» به عنوان عامل تشکیل بازار آزاد غیرمتمرکز خوانده‌اید، می‌دانید که کلید یک بازار پررونق عدالت است. متأسفانه، در دنیای امروز، بازارها چیزی جز صادقانه هستند. دولت ها با پول مالیات دهندگان از شرکت های شکست خورده حمایت می کنند. بانک ها و شرکت ها درگیر کلاهبرداری و سایر فعالیت های غیرقانونی هستند. و ثروتمندان و قدرتمندان سیستم را به نفع خود می سازند.

ما می‌توانیم یکپارچگی بازار را همانطور که به آموزه‌های اسمیت مربوط می‌شود به‌عنوان پایبندی به اصول بازار آزاد مبادله داوطلبانه، رقابت باز و مداخله محدود دولت تعریف کنیم.

در اقتصاد مبتنی بر بلاک چین، یکپارچگی بازار از طریق شفافیت و عدم اعتماد تضمین می شود. همانطور که دیدیم، این دو ویژگی، شرکت در کلاهبرداری یا سایر فعالیت های غیرقانونی را برای هر کسی بسیار دشوار می کند.

ماهیت بی اعتماد چنین اقتصادی تضمین می کند که رفاه برای همه، نه فقط برای ثروتمندان و قدرتمندان، قابل دسترسی باشد. این امر در نحوه مشارکت معامله‌گران خرده‌فروش در فضای کریپتو در مقایسه با سرمایه‌گذاران معتبر مشهود است.

اقتصاد مبتنی بر بلاک چین نیز بسیار کارآمدتر خواهد بود. زیرا نیازی به واسطه هایی مانند بانک ها و دولت ها برای تسهیل تراکنش ها وجود نخواهد داشت. مالی غیرمتمرکز (DeFi) این پتانسیل را دارد که کل صنعت مالی را مختل کند، زیرا در اقتصاد مبتنی بر بلاک چین، همه تراکنش‌ها به صورت همتا به همتا انجام می‌شوند.

بنابراین برای مشخص کردن موضوع – اقتصاد وب 3.0 می تواند یک رنسانس مالی را آغاز کند که در آن هر کسی در جهان می تواند در این سیستم شرکت کند و از آن بهره مند شود.

تراکنش های سریع، کد پاسخگو و دسترسی جهانی از ویژگی های کلیدی اقتصاد وب 3.0 هستند.

در مقاله بعدی این مجموعه، قدم به واقعیت علمی تخیلی خواهیم گذاشت و به ظهور ماشین ها خواهیم پرداخت. شرکت های بزرگ فناوری و سایر سازمان ها با داده های شما چه می کنند؟ آیا بلاک چین می تواند همان «سارا کانر» باشد که همه ما منتظرش هستیم؟

پس با ما همراه باشید!

دانیل سایتو مدیرعامل و یکی از بنیانگذاران StrongNode است.

DataDecisionMakers

به انجمن VentureBeat خوش آمدید!

DataDecisionMakers جایی است که کارشناسان، از جمله افراد فنی که کار داده را انجام می دهند، می توانند بینش ها و نوآوری های مرتبط با داده را به اشتراک بگذارند.

اگر می‌خواهید درباره ایده‌های پیشرفته و اطلاعات به‌روز، بهترین شیوه‌ها و آینده فناوری داده و داده مطالعه کنید، به ما در DataDecisionMakers بپیوندید.

شما حتی ممکن است در نظر داشته باشید که مقاله ای از خودتان ارائه دهید!

از DataDecisionMakers بیشتر بخوانید