آیا کاربران جایگزین توییتر می شوند یا زندگی بدون آن را یاد می گیرند؟


از زمان ایلان ماسک در اواخر اکتبر، توییتر را تحت کنترل گرفت، این احساس وجود داشت که کشتی در حال غرق شدن است، و کاربران این پلتفرم در حال حرکت به سمت امن هستند. اقدامات ماسک، از اخراج انبوه کارمندان تا تغییرات تکانشی ویژگی‌ها، گمانه‌زنی‌های گسترده (اگر مبهم) را برانگیخته است مبنی بر اینکه خود توییتر به زودی به دلیل ورشکستگی، نقص فنی یا ترکیبی از این دو وجود نخواهد داشت. و در حالی که آینده این پلتفرم نامشخص است، وضعیت اسفناک فعلی آن نسخه شدید یکی از ویژگی های پایدار اینترنت است: همه چیز دائما در حال تغییر است. ما در استفاده از پلتفرم خود کوچ نشین هستیم و از یک پلتفرم به پلتفرم دیگر – اغلب غیرارادی – حرکت می کنیم. و تلاش‌های مداوم ما برای جایگزینی آنچه پشت سر گذاشته‌ایم هرگز کاملاً موفق نیستند. چه ما یک وجود پس از توییتر را در یک سری از سرورهای Mastodon و Discord گرد هم بیاوریم یا پست های حرفه ای جدی خود را به لینکدین منتقل کنیم، هیچ ترکیبی به طور کامل جایگزین توییتر نخواهد شد (حتی اگر در نتیجه وضعیت بهتری داشته باشیم).

همانطور که این انیمیشن نشان می دهد، اگر یک کاربر قدیمی اینترنت رفتار آنلاین فعلی خود را با یک دهه – یا حتی چند سال قبل مقایسه کند – تفاوت های قابل توجهی آشکار خواهد شد. پلتفرم های جدید به طور مداوم در حال ظهور هستند، زیرا سایرین از بین می روند. TikTok تنها در سال 2016 معرفی شد، در حالی که Myspace تا سال 2011 وارد مارپیچ مرگ نهایی خود شده بود. Tumblr در اواسط دهه 2010 به دلیل یک سری انتقال مالکیت (قبل از اینکه دوباره به عنوان یادگاری نمادین از یک اینترنت گذشته ظهور کند) از بین رفت. برخی از پلتفرم‌ها به سادگی منسوخ می‌شوند، توسط جایگزین‌های برتر غصب می‌شوند، توسط روندهای فناوری گسترده‌تر مانند ظهور موبایل تضعیف می‌شوند، یا توسط یک رقیب تکرار می‌شوند. و سپس پلتفرم هایی مانند Clubhouse وجود دارند که قبل از انتشار از محبوبیت انفجاری برخوردار بودند. در سطح فردی، ما از پلتفرم‌های خاصی پیر می‌شویم و به دیگران می‌رسیم یا به سادگی امکانات آن‌ها را خسته می‌کنیم و علاقه خود را از دست می‌دهیم.

با این حال، چند پلتفرم تقریباً برای کل دوران رسانه‌های اجتماعی حیاتی باقی مانده‌اند: لینکدین (راه‌اندازی شده در سال 2003)، فیس‌بوک/متا (2004)، یوتیوب (2005)، و توییتر (2006). اکنون ثبات نسبی توییتر به طور ناگهانی تهدید شده است. خاموشی کامل هنوز بعید به نظر می رسد – توییتر به احتمال زیاد به شکلی قابل تشخیص به جلو حرکت خواهد کرد. اما برای کسانی که ثابت می کنند در مورد ترک توییتر جدی هستند، این سوال قدیمی باقی می ماند: بعد کجا برویم؟ یا بهتر است بگوییم، چگونه می توان همه مزایای توییتر را خارج از توییتر و به طور بالقوه در مجموعه ای از برنامه ها و پلتفرم ها جمع آوری کرد؟ موارد ضروری توییتر بود امکانات، و کجا می توان آنها را پیدا کرد؟ تخمین زده می شود که نزدیک به یک میلیون کاربر در اولین هفته پس از به قدرت رسیدن ایلان ماسک، توییتر را ترک کرده اند، بنابراین این سوالی است که بسیاری از مردم در حال حاضر می پرسند (البته، بسیاری از آنها با فرض وجود هنوز به توییتر باز می گردند).

مکس رید اخیراً عواقب سناریویی را تصور کرده است که در آن ماسک تمام توییتر را وادار می‌کند و به‌طور جبران‌ناپذیری پلتفرم را تخریب می‌کند: «کارگران فناوری به لینکدین و اخبار هکر رها می‌شوند. دانشگاهیان مجموعه‌ای از نمونه‌های نیمه کاربردی ماستودون را راه‌اندازی کردند… نویسندگان تلویزیونی کم‌کار شروع به همپوشانی با پادکست‌های سیاسی ضعیف کردند. طرفداران ورزش دوباره به صحبت های رادیویی، تابلوهای پیام و شاید جریان های Twitch برمی گردند.”

لیست Read ناقص بودن هر جایگزینی برای توییتر را برجسته می کند. بسیاری از گزینه‌ها، مانند تابلوهای پیام و رادیو گفتگو، حتی به قبل از توییتر برمی‌گردند، که به معنای بازگشت به گذشته است. Mastodon – یک شبکه فدرال از خدمات شبکه اجتماعی خود میزبان با ویژگی‌های مشابه توییتر – به عنوان نزدیک‌ترین جایگزین مستقیم ظاهر شده است، اما فاقد همان مرکزیت فرهنگی است و احتمالاً به این زودی‌ها به آن نخواهد رسید. بزرگترین نقطه قوت توییتر، مسلماً، وضعیت درک شده آن به عنوان یک میدان عمومی دیجیتال است: به نظر می‌رسد همه افراد مهم به یکباره جمع می‌شوند و چیزهای مهمی در آنجا اتفاق می‌افتند. بعید است که Mastodon آن را تکرار کند.

این وسوسه انگیز است که باور کنیم بازار به سرعت جایگزین های مناسبی برای محصولات فناوری که رو به زوال یا از بین می روند ارائه می کند، اما بازآفرینی مجموعه خاصی از ویژگی ها، کاربران و محتوایی که پلتفرم بزرگی مانند توییتر ارائه می دهد دشوار است. قطع بدنام گوگل از Google Reader در سال 2013 این را نشان داد: راه‌حل‌های دیگر، مانند RSS، می‌توانست همان کاری را انجام دهد که Reader انجام داد، اما آنها به طور یکپارچه در پلتفرم Google، که منبع اصلی مفید بودن Reader بود، ادغام نشدند. تقریباً یک دهه بعد، مردم هنوز در سوگ Google Reader هستند و نشان می دهد که هیچ جایگزین واقعی هرگز ایجاد نشده است.