«رستاخیزهای ماتریکس» فیلمی برای بزرگسالان است


رستاخیزهای ماتریکسبه کارگردانی لانا واچوفسکی، تا حد زیادی از مجموعه‌های اکشن بزرگ اجتناب می‌کند و به نفع داستانی صمیمی‌تر درباره عشق و فناپذیری است. رافائل جردن، فیلمنامه نویس، ابتدا از این فیلم ناامید شد، اما پس از تماشای مکرر، بیشتر از آن استقبال کرد.

جردن در اپیزود 496 می گوید: «قطعاً فکر می کنم این برای لانا ثانویه بود که مردم بلافاصله فیلم را دوست داشته باشند. راهنمای گیک برای کهکشان پادکست “من فکر نمی کنم که او اهمیتی نمی دهد. و این نبوغ ظریف آن است. فکر می‌کنم با گذشت زمان واقعاً مورد استقبال قرار خواهد گرفت، اما نه به‌زودی که او را وادار به ساخت فیلم‌های بیشتری کنند.»

در طول 20 سال گذشته، واچوفسکی دیده است که طرفداران و منتقدان عمدتاً سومین فیلم ماتریکس را به تصویر کشیده اند، تصاویر “قرص قرمز” ماتریکس را دیده است که توسط راست سیاسی انتخاب شده است، و با فشار بی امان برای تولید دنباله های بیشتر ماتریکس مواجه شده است. راهنمای گیک برای کهکشان دیوید بار کرتلی میزبان شباهت های واضحی بین این مبارزات و رستاخیزها “حالت ازدحام”، که در آن قهرمانان توسط امواج دشمنان بی فکر مورد حمله قرار می گیرند.

او می‌گوید: «در فیلم اول، نماد نظام ظالمانه‌ای که شما را سرکوب می‌کند، یک مامور دولتی است و در این فیلم، توده‌های مردم در گوشی‌هایشان هستند. “تا حد زیادی، اضطراب در مورد افرادی که زندگی ما را کنترل می کنند، از دولت به اوباش نفرت آنلاین منتقل شده است.”

رستاخیزها بازگشت کیانو ریوز و کری ان ماس که اکنون پنجاه و چند ساله دارند را نشان می دهد. نویسنده ترسناک ترزا دلوچی از دیدن بازیگران بالغ تری که تیتر یک فیلم اکشن علمی تخیلی هستند، لذت بردم. “من فکر می کنم [Reeves] او می‌گوید که کار فوق‌العاده‌ای انجام داد که دهه‌ها خستگی، پشیمانی، ضعف و خطاپذیری را به مخاطب منتقل کرد. “من آن را دوست داشتم زمانی که آنها می گویند، “آیا شما در حال حاضر پرواز؟ و او می‌گوید، “این را پیچ کن.” درست است، شما پنجاه و چند ساله هستید. ول کن، دیگر لازم نیست پرواز کنی.»

لیزا یاسژک، ​​استاد داستان های علمی تخیلی، می گوید که علیرغم تمرکز بر پیری و از دست دادن، رستاخیزها موفق می شود یک خط خوش بینانه را حفظ کند.

او می‌گوید: «این برای من بسیار شبیه یک داستان سایبرپانک معاصر است، نه فقط به این دلیل که از یک نوع نگرش در مورد اینترنت به یک نگرش خسته‌تر منتقل شده است، بلکه واقعاً بیشتر از نظر امید است. این امید وجود دارد که مردم بتوانند با هم ارتباط برقرار کنند و منطقی و منطقی و خلاقانه فکر کنند و شاید دنیا را به مکانی بهتر تبدیل کنند. و من فکر می کنم که این پیام علمی تخیلی نهایی است.»

به مصاحبه کامل با رافائل جردن، ترزا دلوچی و لیزا یاسک در قسمت 496 گوش دهید. راهنمای گیک برای کهکشان (در بالا). و برخی از نکات برجسته از بحث زیر را بررسی کنید.

دیوید بار کرتلی در ماتریکس:

برای افرادی که چه زمانی در اطراف نبودند ماتریکس بیرون آمد، احساس می‌کنم این تاثیر فرهنگی را داشت که اغراق کردن آن سخت است. یادم می آید که مردم می گفتند: «این نسل ماست جنگ ستارگان“، و واقعاً چنین احساسی داشت. همه آن را دیده بودند. قبل از آن فیلم هایی درباره واقعیت مجازی ساخته شده بود، مانند جانی یادگاری یا مرد چمن زن که واقعاً فقط طرفداران تخیلی هاردکور به دیدن آن می رفتند، اما با ماتریکس همه آن را دیدند، و همه با همه این مفاهیم آشنا بودند – مانند ایده آپلود مهارت های رزمی در مغز شما در یک ثانیه – این مفاهیم علمی تخیلی واقعاً جالب که اکنون همه با آن آشنا بودند.

ترزا دلوچی در انقلاب های ماتریسی:

من واقعاً به سختی می توانم چیزی در مورد آن به یاد بیاورم … هر چند به یاد دارم که در تئاتر بودم. همه خیلی هیجان زده بودند. این اولین نمایش فیلم IMAX در شهر نیویورک بود، بزرگترین پرده سینما. مثل یک کلوپ شبانه بود. مردم در تمام وسایل ماتریکس خود بودند – عینک های درخشان و چوب های سبک. دوست من خیلی هیجان زده بود. و سپس به پایان فیلم می‌رسی، زمانی که ترینیتی می‌میرد، و صحنه مرگ او به قدری غم‌انگیز و بد بود که مردم شروع به هق هق کردن کردند. نئو مانند «تو نمی‌توانی بمیری» و می‌گوید «بله، می‌توانم»، و یکی از حاضران در تئاتر فقط فریاد زد، «پس از قبل این کار را انجام بده!» این را بیش از هر چیز دیگری در فیلم به یاد دارم.

لیزا یاسک در رستاخیزهای ماتریکس:

بدون هیچ توقعی وارد شدم و از آن لذت بردم. آیا به اندازه اولی پیشگامانه بود؟ نه، اما چگونه می تواند باشد؟ این چهارمین مورد از یک سری است. اما هنوز فکر می‌کردم که این سریال واقعاً افتخاری بود. به نظر من داستان منطقی بود. از روز اول، واچوفسکی‌ها اصرار داشتند که این فیلم‌ها واقعاً درباره عشق هستند، و من فکر کردم، “پسرم، لانا این بار واقعاً این موضوع را دو چندان کرد.” فکر می‌کنم این جالب است، و تقریباً باعث می‌شود که بخواهم برگردم و سه نسخه اصلی را از طریق این قاب متفاوت دوباره تماشا کنم. به این فکر نمی کنم که «آیا این استعاره ای از سرمایه داری است؟ آیا این استعاره ای از فرا نیت است؟ آیا این استعاره ای از جامعه اشباع شده از رسانه ما است؟» شاید این فقط یک داستان علمی تخیلی در مورد عشق باشد.

رافائل جردن در مورد فیلمنامه نویسی:

در فیلم اول، نئو در دقیقه 32 از ماتریکس جدا می شود. این نشان دهنده پایان قانون 1 و آغاز قانون 2 است – همانطور که گفتم، فیلمنامه اول کاملاً مشخص است. در این بازی، او تا دقیقه 52 در دنیای واقعی از خواب بیدار نمی شود، و این خیلی طولانی است. این زمانی است که Act 2 شروع می شود، زمانی که آنها در نهایت به Io و همه این چیزها می روند. مخاطب لزوماً آگاهانه از این قوانین فیلمنامه نویسی آگاه نیست، اما وقتی همه چیز به اندازه کافی سریع پیش نمی رود شروع به بررسی فیلم می کند و تصادفی نیست که این فیلم 20 دقیقه طولانی تر از فیلم های دیگر بود، زیرا خیلی طولانی شد. برای رسیدن به آن نقطه پس فقط ای کاش شش قسمت، چهار یا پنج ساعته بود [TV show].


بیشتر داستان های سیمی بزرگ

بازگشت به بالا. پرش به: شروع مقاله.