چگونه “لباس” باعث پیشرفت در علوم اعصاب شد


در سال 2015، قبل از برگزیت، قبل از ترامپ، قبل از ترول‌های اینترنتی مقدونیه، قبل از تئوری‌های توطئه QAnon و Covid، قبل از اخبار جعلی و حقایق جایگزین، اختلاف بر سر لباس توسط یکی از اعضای NPR به عنوان «مناظره‌ای که اینترنت را شکسته» توصیف کرد. واشنگتن پست آن را «درامی که سیاره را تقسیم کرد» نامید.

لباس یک میم بود، یک عکس ویروسی که برای چند ماه در سراسر رسانه های اجتماعی ظاهر می شد. برای برخی، وقتی به عکس نگاه کردند، لباسی را دیدند که مشکی و آبی به نظر می رسید. برای دیگران، لباس سفید و طلایی به نظر می رسید. هر چه مردم دیدند، غیرممکن بود که آن را متفاوت ببینند. اگر جنبه اجتماعی رسانه‌های اجتماعی نبود، شاید هرگز نمی‌دانستید که برخی افراد آن را متفاوت می‌بینند. اما از زمانی که شبکه های اجتماعی است اجتماعی، یادگیری این واقعیت که میلیون ها نفر لباسی متفاوت از شما دیدند، واکنشی گسترده و احشایی ایجاد کرد. افرادی که لباس متفاوتی را دیدند، آشکارا اشتباه می کردند و احتمالاً دیوانه بودند. زمانی که لباس شروع به چرخیدن در اینترنت کرد، حس ملموسی از ترس در مورد ماهیت آنچه واقعی است و واقعی نیست، به اندازه خود تصویر ویروسی شد.

در مواقعی، افراد زیادی این معمای ادراکی را به اشتراک می‌گذاشتند و درباره آن بحث می‌کردند که توییتر نمی‌توانست روی دستگاه‌هایشان بارگذاری کند. هشتگ #TheDress در 11000 توییت در دقیقه ظاهر شد و مقاله قطعی در مورد میم که در وب سایت WIRED منتشر شد، در چند روز اول 32.8 میلیون بازدید منحصر به فرد داشت.

برای بسیاری، لباس مقدمه‌ای بود بر چیزی که علم اعصاب برای مدت طولانی درک می‌کرد: این واقعیت که خود واقعیت، همانطور که ما آن را تجربه می‌کنیم، گزارش کاملی از دنیای اطراف ما یک به یک نیست. جهان، همانطور که شما آن را تجربه می کنید، شبیه سازی است که در داخل جمجمه شما اجرا می شود، یک رویای بیداری. هر یک از ما در منظره ای مجازی از تخیل همیشگی و توهم خودساخته زندگی می کنیم، توهمی که در طول زندگی ما از حواس و افکارمان در مورد آنها آگاه می شود، به طور مداوم به روز می شود، زیرا ما از طریق آن حواس تجربیات جدیدی به ارمغان می آوریم و افکار جدیدی در مورد آنچه که حس کرده ایم فکر می کنیم. . اگر این را نمی‌دانستید، برای خیلی‌ها لباس از شما می‌خواست که یا به سمت صفحه‌کلید خود بروید تا در ورطه فریاد بزنید یا بنشینید و به جای خود در طرح بزرگ چیزها فکر کنید.

قبل از لباس، در علوم اعصاب به خوبی درک شده بود که تمام واقعیت مجازی است. بنابراین واقعیت های اجماع بیشتر نتیجه جغرافیا هستند. افرادی که در محیط های مشابه در اطراف افراد مشابه بزرگ می شوند، مغزهای مشابهی دارند و در نتیجه واقعیت های مجازی مشابهی دارند. اگر آنها مخالف هستند، معمولاً این موضوع بر سر ایده ها است، نه حقیقت خام ادراکات آنها.

پس از لباس، خوب – پاسکال والیس، یک عصب شناس که در دانشگاه نیویورک بر روی آگاهی و ادراک مطالعه می کند، وارد شوید. وقتی پاسکال برای اولین بار این لباس را دید، به نظرش رسید که ظاهراً سفید و طلایی است، اما وقتی آن را به همسرش نشان داد، او چیزی متفاوت دید. او گفت که به وضوح سیاه و آبی است. “تمام آن شب بیدار بودم و فکر می کردم چه چیزی می تواند این را توضیح دهد.”

به لطف سال‌ها تحقیق روی گیرنده‌های نوری در شبکیه و نورون‌هایی که به آن‌ها متصل می‌شوند، او فکر کرد که تقریباً سی مرحله در زنجیره پردازش بصری را درک کرده است، اما «همه اینها در فوریه 2015 هنگامی که لباس ظاهر شد کاملاً باز شد. رسانه های اجتماعی.” او مانند یک زیست شناس احساس می کرد که پزشکان به تازگی عضو جدیدی در بدن کشف کرده اند.